از این اَوستا
  
 زندگی مسابقه نیست ... زندگی یک سفر است ... و تو آن مسافری باش که در هر گامش ترنم خوش لحظه ها جاری ست.
 
اردیبهشت 1391
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
 
آرشیو

مشاهده شبکه های دنیا مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
سه شنبه 26 اردیبهشت ماه سال 1391
کارابان لجباز


"کارابانِ لجباز"، این عنوان رُمانِ مفرّحی از "ژول ورن" است که کمتر درباره اش سخن گفته شده: Keraban le Tetu

"کارابان" یک تاجر توتون و تنباکوست که در قسطنطنیه (استانبول) زندگی می کند. هنگامی که دولت عثمانی برای عبور از تنگه ی بُسـفُر ـ باریکه ی آبی که دریای سیاه را به مرمره می پیوندد و قاره ی اروپا را از آسیا جدا می کند _ قانون مالیاتی وضع می کند، او از پرداخت عوارض به این دلیل که خانه اش فقط چند مایل آنسوتر از بُسفر است خودداری می کند _ شهر استانبول در دو سویِ بُسفر مستقر است ـ

"کارابان" سپس همراه دوست تاجر هلندی خود، زمین های دور دریای سیاه را طی می کند تا به خانه و عمارت خود بازگردد، و همین سفر و انعطاف ناپذیری ِ او مایه ی اصلی داستان را فراهم می آورد ...

برای من امّا جالبترین نکته، همان عنوان ِ رُمان است: "کارابان" آشکارا واژه ای پارسی است. مرا یادِ واژگان "کربات" و "کاربات" به معنی ِ "خانه ی کاروان" و واژه ی "ساربان" می اندازد. استاد "محمدکریم پیرنیا" در درس هایِ خود "کاربات" را فضایی مانندِ "رِباط" می دانست که اتاق و حوض و پایاب و دو یا سه اتاق داشت و نمونه ی آن در آبادی های کنار شاهراهِ کهن ِ فارس خود می نمود ...

دو نگاره ی زیبایِ کتاب


 
پنجشنبه 14 اردیبهشت ماه سال 1391
در ستایش ِ "گتسـبی ِ بزرگ" (بخش اوّل)


هنوز شبهایی هست که شبح ِ بزرگ او را می بینم که در کنار ساحل ایستاده و به نور آن چراغ ِ سبز ِ چشمک زن خیره شده ...


"گتسبی" به چراغ ِ سبز ایمان داشت؛ به آینده ی لذتناکی که سال به سال از جلوی ما عقب تر می رود. اگر این بار از چنگ ما گریخت چه باک، فردا تندتر خواهیم دوید و دست هایمان را درازتر خواهیم کرد و سرانجام یک بامداد خوش ...

و بدین سان در قایق نشسته، پارو بر خلافِ جریان بر آب می کوبیم، و بی امان به طرف گذشته رانده می شویم.

نگاه کنین. این کتابی یه که وقتی پسربچه بود داشت. روی صفحه ی سفید انتهای کتاب کلمه ی "برنامه" به خط درشت خوانا نوشته شده بود و کنار آن تاریخ دوازده سپتامبر 1906 و زیر آن:

برخاستن از خواب ...................................... 6 صبح
ورزش با دمبل ........................................... 6:15 تا 6:30
مطالعه .................................................... 7:15 تا 8:15
کار .........................................................  8:30 تا 4:30 بعداز ظهر
بیس بال و ورزش ...................................... 4:30 تا 5
تمرین فن بیان و توازن ...............................  5 تا 6
مطالعه ی اختراعات ضروری ........................  7 تا 9

تصمیم های کلی

دیگر وقت خود را در مغازه ی شفترز تلف نکنم.

دیگر سیگار نکشم و آدامس نجوم.
یک روز در میان حمام کنم.
هر هفته یک کتاب یا مجله ی آموزنده بخوانم.
هفته ای 5 دلار [خط خورده بود] 3 دلار پس انداز کنم.
با پدر و مادرم مهربان تر باشم.


از رمان "گتسبی بزرگ" نوشته ی "اسکات فیتس جرالد" ترجمه ی "کریم امامی"


 
چهارشنبه 6 اردیبهشت ماه سال 1391
کجا ایستاده ایم؟! (بخش اوّل: لاسـکوی ِ دوّم)



دولتِ فرانسه در سال 1983 میلادی، پس از 10 سال تلاش، توانست یک بازآفرینی ِ دقیق از غار تاریخی ِ «لاسکو» و نقاشی هایش، آن هم درست در فاصله ی 200 متریِ غار ِ لاسکوی ِ حقیقی انجام داده، و توریست ها و بازدیدکنندگان را بدانجا هدایت کند.


پس از بسته شدن به رویِ عموم، فقط محققین اجازه دارند از غار لاسکویِ حقیقی بازدید نمایند.
مأخذ عکس: نشنال جئوگرافیک


غار لاسکو به واسطه ی نقاشی های پیش از تاریخ اش -که قدمت آن را 15000 سال پیش از میلاد برآورد کرده اند- در عالم هنر مشهور است. ولی شمار زیاد بازدیدکنندگان، و اثرات مخرب تنفس آنان که باعثِ رشد باکتری ها و کدر شدن و محو تدریجی ِ نقاشی ها شده بود، سبب شد که در سال 1963، غار ِ اصلی به روی ِ بازدیدکنندگان بسته شود و فکر ِ یک کُپی و بازسازیِ دقیق از آن -حتی در شیوه و مصالح ِ کار شده ی نقاشی ها- شکل گیرد. هم اینگونه بود که با تلاشی تحسین برانگیز، دو تالار اصلی آن را با 200 نقاشی، به طول 39 متر بازسازی و بازآفرینی نمودند؛ و البته دمایِ 55 درجه ی فارنهایت (13 درجه ی سانتیگراد) غار اصلی را نیز در آن برقرار ساختند و «لاسکوی ِ دوّم» اش نامیدند!

لاسکویِ اصلی در سال 1979 میلادی -پس از انجام مرمت های اصولی- به ثبت آثار میراث جهانی رسید و برای همیشه به رویِ عموم بسته شد. امّا لاسکویِ دوّم، این تقلب و دستپختِ نغز ِ فرانسوی در عصر ما، اکنون در برخی روزها، نزدیک به  2000  نفر بازدید کننده دارد که حاضرند برای دیدن اش، نفری 7 یورو بپردازند؛ یعنی درآمدِ روزانه ای بیش از 33 میلیون تومان!



مآخذ:

http://www.sacred-destinations.com/france/lascaux-caves

http://archaeology.about.com/od/lterms/g/lascaux.htm

http://goeurope.about.com/od/dordogneprehistory/l/bl_lascaux-map.htm



   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 169430


Powered by BlogSky.com

[بازنشر هر یک از نوشتارهایِ این دفتر ِاینترنتی، با ذکر مأخذ ("از این اَوستا") و نام نویسنده (یاغش کاظمی) آزاد است]
عناوین آخرین یادداشت ها
عضو هیأت علمی ِ دانشگاه آزاد اسلامی واحد رامسر- متأهل
شناسنامه کامل من...